
این روزها روز خاتمی است روز کسی که به پیشنهادش سی ام شهریور ماه از سوی سازمان ملل متحد روز گفتگوی تمدنها نامیده شد ودر عصری که جنگ تمدنها سکه رایج روزگار است سخن گفتن از گفتگوی تمدنها کاری بود که تنها از مردی چون خاتمی برمی آمد که هنوز در پس تلخکامی عصر اصلاح طلبی شیرینی آرمان خواهی را در در ذائقه ایرانیان زنده می کند.
این روزها روز خاتمی است روز شخصی که در سخنرانیش در دانشگاه تهران معنای محترم بودن و محترم ماندن را به ما آموخت در مهمتر از همه کلمه تفاوت را برایمان معنا کرد.
هرچه بیشتر میگذرد و ایران بدون خاتمی را بیشتر درک میکنم بیشتر پی به بزرگی او و عظمت این گفته خاتمی عزیز پی می برم که جایش این روزها در کاخ سعدآباد بسیار خالی است :
هر كه ما را ياد كرد ايزد مر او را يار باد
هر كه ما را خوار كرد از عمر برخوردار باد
هر كه اندر راه ما خاري فكند از دشمني
هر گلي كز باغ وصلش بشكفد بيخار باد
خاتمي رفت و روي سياه اين برهه از تاريخ از آن كساني است كه به او سنگ زدند. كساني كه از پشت او را با توجيه كندروي هل دادند تا مگر زمين بيافتد و آنها كه او را به بهانهي تندروي پس زدند آنها بايد پاسخگوي فرداي اين سرزمين باشند چه آنان كه اميركبير را به مسلخ فين كاشان بردند امروز سر افكندهي تاريخ اند و جز ننگ چيزي همراه نساختند.
( این پست ارتباطی با موضوع وبلاگم ندارد اما به عنوان یک دانشجو ومهمتر از آن به عنوان یک ایرانی باید دینم را به خاتمی به عظمتش و به کسی که تنها سرمایه اش آبرویش است ادا میکردم).