تبليغاتX
شهر من آباده
محفل آریاییتان طلایی

           

                  دلهایتان دریایی          

 

                               شادیهایتان یلدایی                   

                            

                                     مبارکباد این شب اهورایی       

 

شب باستانی یلدا داره فرا می رسه و پاییز هزار رنگ داره جایش رو به زمستان سفید و زیبا میده.شب یلدا نماد از بین رفتن ظلمت و تاریکی و اومدن روشنای و امیده. 

 حکایت از آنجا شد آغاز که تو دفتر شعر من را نخواندی و باور نکردی که یلدای عاشق، شبِ باربندان کولی‌وشان است   

 

این هم فال حافظ به مناسبت این شب آریـــــــایی:

 این شب مقدس را به همه شما همشهریان عزیزم و همه مردم سرافراز ایران زمین تیریک میگویم .

 

نوشته شده توسط در شنبه سی ام آذر 1387|


به اشتراک بگذارید :  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Greader


همانطور که قول داده بودم ویژه نامه موسیقی هفته نامه شهروند امروز که به بررسی زندگینامه و آثار استاد جلال ذوالفنون "هنرمند ارزنده شهرمان" پرداخته را برایتان در وبلاگ قرار دادم .

این ویژه نامه در شماره ۶۸ این نشریه توقیف شده منتشر شده بود .

این ویژه نامه را به صورت  PDF هم براتون قرار میدم امیدوارم بتونه رضایت شما همشهریان عزیزم را فراهم کند.

ویژه نامه ذوالفنون؛ شش دهه كاملا متفاوت " یه صورت PDF

---------------------------------------------------------------------------------------------

هوشنگ سامانی :وقتی نخستین دستگاه ضبط صدا كه فونوگراف خوانده می‌شد، به ایران آمد، ابتدا مظفرالدین شاه و بعد وزیر خارجه و ملیجك دربار توفیق یافتند تا صدایشان را به یادگار بگذارند. پس از آن نوبت به موسیقی ایرانی رسید و آثار اندكی با كیفیت بسیار نازل ضبط شد. با اختراع صفحه گرامافون، بازار ضبط موسیقی، رونقی دوچندان گرفت و حجم قابل توجهی از ساز و آواز اساتید بنام دوره قاجار و پهلوی اول به یادگار ماند.

 

صداهای تار، سنتور، نی، كمانچه و تنبك این شانس را داشتند تا به عنوان سندی صوتی به گوش آیندگان برسند ولی سه تار كه سازی خیلی ظریف بود، هر بار از نعمت ضبط صدایش محروم شد، چه هنگام ضبط با استوانه‌های مومی‌موسوم به فونوگراف و چه هنگام ضبط صفحه گرامافون. حجم صدایش كم بود و نمی‌توانست خود را در لایه‌های ضبط مكانیكی آن دستگاه‌ها جا بدهد. در تمام مدتی كه اركسترهای كوچك و بزرگ شكل گرفتند و مجالی برای تار و سنتور و نی و كمانچه پدید آمد تا خود را به دید و شنید مخاطبان بنمایانند، باز هم خبری از سه تار نبود.

((استاد جلال ذوالفنون به همراه استاد محمدرضا شجریان))

 كار به جایی رسیده بود كه نوازنده بی‌همتای سه تار استاد ابوالحسن صبا، در انظار عمومی ‌و به ویژه رادیو، ویولون نوازی می‌كرد و در خلوت خویش به نوازش سه تار می‌پرداخت. تنها شانس این ساز ظریف، حضور زنده یاد احمد عبادی در رادیو ایران بود كه از سال 1327 تا 1357 همواره صدای سازش را به گوش مردم می‌رساند.

 با وجود این، شناخت توده‌ها از سازهای موسیقی ایرانی كم بود و از سه تار خیلی خیلی كمتر. پس از انقلاب نیز با انزوای كلیت هنر موسیقی و همچنین ممنوعیت نمایش سازها از صفحه تلویزیون، غربت موسیقی ایرانی و به ویژه ساز مهجوری مانند سه تار به بالاترین درجه رسید. همه این‌ها را نوشتم تا برای عقل معاش اندیش حجت تمام شود صرف كردن عمر برای چنین سازی چقدر می‌تواند زیانبار و بی‌نتیجه باشد. اما عشق را اساساً با عقل كاری نیست و دقیقاً آن جا كه عقل حكم به مصلحت می‌كند، عشق ساز مخالف می‌زند.

كودكی‌اش را با صدای تار پدر گذراند. وقتی بزرگ شد ساز تخصصی‌اش باز هم تار بود. از سال 1346 بنا به توصیه اساتید و كشش درونی خود، متوجه سه تار می‌شود و كم كم همه چیزش می‌شود سه تار. بیش از 15 سال با این ساز خلوت می‌كند. در حالی كه آشكارا می‌بیند در میدان كوچك جلوه‌گری موسیقی ایران، مجالی برای نفس كشیدن سه تار نیست ولی دست بردار هم نیست. حتی كم رونقی موسیقی سنتی در سال‌های نخستین پس از انقلاب، مانع از سماجت او نمی‌شود.در خلوت خویش می‌نوازد و كم كم به این نتیجه می‌رسد، تكنوازی راه برون رفت از پرده نشینی نیست. از سویی دیگر، سه تار نیك می‌بیند كه تار، سنتور، كمانچه و نی، چشم دیدن او را ندارند و در طول چند دهه گذشته همواره به حاشیه پرتابش كرده‌اند. پس امیدی به همراهی با آنان هم نیست. در نتیجه به تركیب دیگری می‌اندیشد. تركیبی كه تكنوازی نباشد و در عین حال از سوی سازهای پر صدا تحقیر نشود و این سرآغاز جریانی می‌شود تا پس از سال‌ها گوشه‌نشینی، سه تار هم برای خود جایگاهی در قلب توده‌ها پیدا كند.

((استاد جلال ذوالفنون به همراه استاد شهرام  ناظری در اجرای گل صدبرگ))

در تمام سال‌های غربت سه‌تار، این ساز عموماً توسط اساتید بنام، در خلوت نواخته می‌شد و در خلوت هم به نسل بعد انتقال می‌یافت. تقریباً هیچ دوره‌ای از وجود نوازندگان ممتاز آن خالی نبوده است. پس از میرزا عبدا... و درویش خان، ابوالحسن صبا بود و بعد ارسلان درگاهی، یوسف فروتن، سعید هرمزی و احمد عبادی و داریوش صفوت بودند. نسل تربیت شده در مركز حفظ و اشاعه نیز غافل از سه تار نبود ولی هر چه بود باز هم در خلوت. محمدرضا لطفی، داریوش طلایی، جلال ذوالفنون و حسین علیزاده پرچم سه تار نوازی را از معتبرترین راویان زمان خود تحویل گرفتند.

اما نخستین كاربرد غیر از تكنوازی، اجرای مجموعه برنامه‌هایی تحت عنوان همنوازی سه تار بود كه توسط جلال ذوالفنون در اوایل دهه شصت خورشیدی تحقق یافت. در این شیوه، چند نوازنده سه تار بدون حضور هیچ ساز ملودیك دیگر، به طور همزمان به اجرای موسیقی می‌پردازند. تنها دو ساز كوبه‌ای تنبك و دف می‌توانند در این چارچوب قرار بگیرند. در نتیجه صدای حاصله یك شخصیت منحصر به فرد پیدا می‌كند. آلبوم “گل صد برگ” با صدای شهرام ناظری حاصل چنین تفكری بود كه در قحطی موسیقی سنتی آن زمان، همانند آبی در كویر به سرعت جذب شد. شاه تصنیف اثر، با مطلع “اندك اندك” ساخته شهرام ناظری نیز به كمك كلیت كار آمد و به سرعت زیادی اذهان عمومی‌را درنوردید.

((استاد جلال ذوالفنون به همراه اساتید : بیژن کامکار - پشنگ کامکار - مرحوم حسن کامکار و استاد حسین علیزاده))

 رادیو و تلویزیون هم به مناسبت‌های مختلف از آن بهره‌ها گرفتند. تصنیف اندك اندك با شعری از مولوی برای همراهی با تصاویر رزمندگان ایرانی در تلویزیون مناسب به نظر رسید و در مجموع آن چه مرتب از نوارهای كاست و رادیو و تلویزیون به گوش عموم می‌رسید، صدای سه تار بود و همنوازی سه‌تار. این توفیق كم‌كم به یك فرهنگ قوی در گروه‌نوازی سازهای همجنس در گروه‌نوازی موسیقی ایرانی تبدیل شد. همزمان با ذوالفنون، كیخسرو پورناظری به همنوازی تنبور متمایل شد و چندی بعد محسن نفر، جلوه‌هایی از همنوازی تار به نمایش گذاشت.

 تجربه شیرین “گل صد برگ”، جلال ذوالفنون و شهرام ناظری را به خلق اثر مشابه “آتش در نیستان” رهنمون ساخت. این بار تصویر سه تار در دست ذوالفنون نیز در جلد نوار منتشر شد و خیلی‌ها با دیدن آن عكس و شنیدن صدای ساز متوجه شدند كه سه تار نه كوبیدنی و نه دمیدنی است! بلكه نوازش می‌طلبد. مختصر نوشته ذوالفنون در همان جلد نوار برای معرفی ساز هم بسیار موثر افتاد. از سویی دیگر همكاری وی با خواننده مشهوری چون شهرام ناظری و انتخاب اشعاری با مضامین غیر مادی كه خیلی با صدای سه تار جفت و جور می‌شد، امكان بی‌نظیری ایجاد كرد تا سه تار پس از سال‌ها مهجوریت نفسی بكشد و برای خود شخصیتی مستقل بیابد.

 ذوالفنون در ادامه تجربه‌های گروه نوازی سه تار، اثر موفق دیگری را با صدای صدیق تعریف تولید كرد و از حسن تصادف، شاه تصنیف آلبوم “شیدایی” با ورود آزادگان هشت سال جنگ تحمیلی مقارن گشت و چه زیبا این ابیات بر تصاویر ورود آزادگان به میهن می‌نشست. چنان كه گویی با قصد قبلی چنین شده است.

از نگاه یاران به یاران ندا می‌رسد
دوره رهایی، رهایی فرا می‌رسد

بدون اغراق آشنایی توده مردم با ساز ظریف سه تار، مدیون پایداری‌ها و تلاش‌های جلال ذوالفنون در عرصه تكنوازی و به ویژه همنوازی سه تار است. نمونه كارهای انتشار یافته وی، اذهان علاقه‌مند را آماده این انتخاب كرده بود كه اگر فرصتی پیدا شد، ابتدا به سراغ سه تار بروند.

پس از پایان جنگ هشت ساله، وقتی موسیقی ایرانی می‌خواست رونقی دوباره بگیرد، سیل تقاضا برای دیدن، شنیدن و آموختن موسیقی سنتی ایران به راه افتاد و نگاه‌های زیادی متوجه سه تار شد. علاوه بر این علاقه‌مندان آموزش سازهای ایرانی در نخستین مواجهه، متوجه می‌شدند كه قیمت نی و سه تار در مقایسه با دیگر سازها پایین است و از سوی دیگر می‌دیدند كه ساز نی با وجود بهای اندكش، زحمت بسیاری می‌طلبد تا صدایی خوش بدهد و در نتیجه سال‌های نخستین دهه هفتاد، خیل كیف به دوشان خیابان‌های شهر، حامل ساز كوچكی به نام سه تارشدند.

((استاد جلال ذوالفنون به همراه گروه موسیقی هندی در فستیوال ژاپن))

 جلال ذوالفنون از آن دسته نوازندگانی است كه گاهی آهنگسازی هم می‌كند و در مجموع این وجه از هنرش همیشه ذیل نوازندگی‌اش قرار دارد. اما همان موارد محدود آهنگسازی‌اش، با نگاهی ویژه به سه تار همراه است و در جهت تقویت جایگاه این ساز. ساخت قطعات ضربی بدون كلام در آلبوم‌های “گل صد برگ” با همكاری رضا قاسمی‌و “آتش در نیستان”، پیش از آن كه قطعاتی مستقل آهنگسازی شده به نظر آیند، محملی برای بیان قابلیت‌های ساز سه‌تار هستند. استفاده از همه مناطق صوتی ساز در گروه نوازی و تركیب زیر و بم، به ذوالفنون امكان داد تا بدون یاری گرفتن از دیگر سازهای ایرانی، بتواند با میلیون‌ها مخاطب ایرانی ارتباط برقرار كند. چیزی كه در سال 1346 شاید بیشتر به یك رویای كودكانه می‌مانست.

-----------------------------------------

مصاحبه با ایشان در ادامه مطلب بخوانید :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط در جمعه هشتم آذر 1387|


به اشتراک بگذارید :  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Greader